و اما چرا مي گم: يه پسر دارم شاه نداره؟!
ادامه مطلب
خاطرات دوران کودکی و حرفهایی برای آدم بزرگها
و اما چرا مي گم: يه پسر دارم شاه نداره؟!
يه رسمي كه تو خونهي ما هست، اينه كه در روزهاي تعطيل معمولاً مراسم صبحونهخورون با يك آيين ويژه انجام ميشه. اون آيين ويژه اينه كه پدر در حين صبحانه خوردن اهالي منزل، يك مسابقه طرح ميكنه و شروع ميكنه به پرسيدن پرسشهاي امتيازدار! البته واضح و مبرهن و تابلو است كه قهرمان همهي اين مسابقهها كسي نيست جز شخص شخيص آقا اروند گل، كه خودم باشم!
خلاصه اين چند روزه هم كه همش تعطيل بوديم، اين مسابقه هم تقريباً هر روز برگزار ميشه و امروز آنقدر خوب به سؤالهايم جواب دادم كه با 1200 امتياز مثبت در برابر 40 امتياز منفي كه ماماني گرفته بود برنده شدم!! و امّا آن پرسش كليدي اين بود كه: «يه پدر خوب بايد چه ويژگيهايي داشته باشه؟»
اروند (در حالي كه داشت پدرشو ورانداز ميكرد): يه پدر خوب بايد كچل باشه، شيكمش گُنده باشه، ريش داشته باشه و زورش هم زياد باشه!»
پدر (كه از خوشحالي داشت بال درميآورد): آفرين پسر خوبم، 50 امتياز مثبت آوردي. حالا بگو يه ماماني خوب بايد چه ويژگيهايي داشته باشه؟
اروند: بايد موهاش بلند باشه، چشمهاش قهوهاي نباشه، مشكي باشه و خوشگل باشه!
پدر (در حالي كه ماماني داشت بال در ميآورد): اين هم 50 امتياز مثبت ديگه. حالا بگو يه بچهي خوب بايد چه ويژگيهايي داشته باشه؟
اروند: بايد غذا خوب بخوره، قوي باشه، دستاش شل باشه، بعضي وقتها هم اتاق شو مرتب كنه!!
البته (پيش خودمون بمونه!) پدر يه سؤال هم در مورد يه شوهر خوب از ماماني پرسيد كه نميدونم چه جوابي داد كه پدر مجبور شد 50 امتياز منفي بهش بده!!
و خلاصه من با اختلافي فاحش فاتح مسابقهي نهمين روز از فروردين ماه 1386 شدم!
عيد امسال برا اولين بار، خودم با سليقهي خودم واسه خودم و تو اتاق خودم سفرهي هفتسين چيدم!
همچنين در اولين روز از فروردين 1386، ساعت 12 ظهر، يه اتفاق مهم ديگه هم افتاد كه نشون داد، دارم مرد ميشم! اون اتفاق اين بود كه اولين دندون شيريام رو كه لق شده بود، با دست خودم كندم!
از خداي مهربون ميخوام كه براي همهي ايرانيها ... تو همه جاي دنيا ... سال 86، بهترين سال زندگيشون باشه.
![]() |
![]() |
Get Your Own! |